کاش ميشد روي قلب سرنوشت، لحظه هاي با تو بودن را نوشت. *کاش بودي تا دلم تنها نبود .......تا اسير غصه ي فردا نبود .......کاش بودي تا براي قلب من....... زندگي اين گونه بي معنا نبود .......کاش بودي تا لبان سرد من .......بي خبر از موج و از دريا نبود .......کاش بودي تا فقط باور کني .......بعد تو اين زندگي زيبا نبود.
*مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟
*زمان طولاني ميشود براي کساني که غصه دارند. کوتاه ميشود براي کساني که شاد هستند. دير مي گذرد براي کساني که منتظر هستند . زود مي گذرد براي کساني که عجله دارند اما ؟!
.................... اما ابدي ميشود ، براي کساني که عاشق هستند.
*توي زندون عشق تو ، اونقدر شلوغ ميکنم و زندون رو به هم ميزنم که مجبور بشي منو بذاري توي انفرادي قلبت
|