تبليغاتX
عاشقانه




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





چقدر سخته

چقدر سخته...

 

تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدید و بجاش

 

یه زخم کهنه و همیشگی هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه

 

 لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری

 

چقدرسخته...


[+] نوشته شده توسط مرجان در 0:40 | |







به تو می اندیشم که بهترینی 

 

به تو می اندیشم که بهترینی،به تو که همیشه 

 

دوراز منی اما در قلبم هستی

 

من در جاده پر پیچ و خم زندگی ایستاده ام تا 

 

بیایی

 

بیایی تا تک ستاره قلبم را به سوی ابرهای 

 

انتظار ببری ،چشمهایم را به 

 

آسمانی که خدایت در 

 

آن است دوخته ام ودستهای خسته ام را،و 

 

دستهای خسته ام را به سوی او دراز 

 

کرده ام واز او 

 

می خواهم که بیایی و مرا که تنها در جاده های 

 

زندگی مانده ام با خود ببری

 

ببری به سرزمین آبهای نقره ای ، به سرزمین 

 

آرزوهای تلخ، به سرزمین 

 

گلهای گریان


[+] نوشته شده توسط مرجان در 0:13 | |







عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو


[+] نوشته شده توسط مرجان در 0:13 | |







کاش می دونستی چقدر دلم بهانه تو را میگیره هر روز

کاش می دونستی چقدر دلم هوای با تو بودن را کرده

کاش می دونستی چقدر دلم از این روزهای سرد

بی تو بودن گرفته

کاش می دونستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهات

گرمی نفسهات، مهربانی صدات تنگ شده

کاش می دونستی چقدر دلواپس تو‌ام

کاش می دونستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

و چقدر به حضورت محتاجم

و همیشه از خودم می پرسم

این همه که من به تو فکر کنم

تو هم به من فکر می کنی؟


[+] نوشته شده توسط مرجان در 0:13 | |







 

                                       


[+] نوشته شده توسط مرجان در 0:13 | |







 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نيست بين من و عشق تو ولی فاصله ای نيست

 

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

 

 گفتی که نه بايد بروم حوصله ای نيست

 

گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت به جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نيست

 

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نيست

 


[+] نوشته شده توسط مرجان در 13:38 | |







بي خود و بي جهت : سلام

 

ديوانه كسي كه معشوق را در مجاورت آغوش ديگري مي بيند و باز براش

 

مينويسد و من اگر ديوانه نبودم اينجا نبودم ميان اين همه دل سنگ مثل تو ، به

 

قول كسي كه احتمالأ لطف بيش از حد به من داشته است كاش همان جا

 

 توي آسمان پيش خدا برايه هميشه مي ماندم نه كار تو را سخت مي كردم و

 

 نه جاي دنيا رو تنگ


[+] نوشته شده توسط مرجان در 13:38 | |







 


[+] نوشته شده توسط مرجان در 13:38 | |







 وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

 

وقتی که دیگر رفت

 

من به انتظارآمدنش نشستم

 

وقتی که دیگرنمی توانست مرادوست بدارد

 

من اورا دوست داشتم

 

وقتی اوتمام کرد

 

من شروع کردم

 

وقتی اوتمام شد

 

من آغاز شدم

وچه سخت ا ست

 

تنها متولد شد ن

 

مثل تنها زندگی کردن است

 

مثل تنها مردن !

 


 






[+] نوشته شده توسط مرجان در 14:4 | |







سلام سلامی به گذشته بی منت  سلامی به گذشته ای که چقدر زود گذشت

خدایا چه میبینم کسی که روزی عاشقم بود مرا از خود میراند حتی دیدنم هم برایش مانند یک اجبار شده چرا مگر من با او چه کردم به جز اینکه عاشقش بودم من فقط او را خواستم اما او ...

حالا حتی وقتی میگوید دوستم دارد در چشمهایش میبینم که دروغ میگوید او حتی مثل قدیم در چشمهایم زل نمیزند و اگر من این کار را میکنم مرا دیوانه غلمداد میکند خدایا سهم من از این همه عشق چه بود من جز شبهایی که با یاد او صبح کردم و تنها مرحم زخم دلم اشکهایم بود و در خلوت دلم فقط با تو درد دل کردم چیزی را به خاطر نمیآورم اما حالا میفهمم که چقدر به تو نزدیک تر شدم کسی که من او را عشق خود می نامیدم حتی از اشکهایم هم خبردار نشد و مرا درک نکرد اما حالا میفهمم که چقدر از تو دور بودم اما تو به من نزدیک خدایا حالا میفهمم که به جز تو و امیدت در دل چیزی نخواهد ماند و فقط عشق تو هستی و بس تنهایم نگزار دوستت دارم خدای خوبم .


[+] نوشته شده توسط مرجان در 14:2 | |







من از تو دل نمی برم  اگر چه از تو دلخورم

اگر چه گفته ای تورا به خاطرات بسپرم

 

هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام

منی که در جووانیم به خاطرت شکسته ام

 

تو در سراب آینه شبانه خنده میکنی

منه شکست خورده را خودت برنده میکنی

 

نیا مدی وسالها دل به جاده ها دوختم

بیا ببیم بی تو من چه عاشقانه سوختم

 

رفیق روزهای خوب

رفیق خوب روزها

همیشه ماندگارمن

همیشه در هنوزها

 

صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی

به لحظه ایی که عشق را بدون من شناختی


[+] نوشته شده توسط مرجان در 13:57 | |







واسه من گل نفرست        ديگه دوست ندارم

نمي خوام گذشته ها رو     باز به خاطر بيارم

ميدونی ميون ما               هر چی بود گذشتو رفت

اون بهار آشنايی               خيلی زود گذشتو رفت

ديگه از دوست دارم           حرفی نزن

آخه عشقی نيست           ميون تو و من

منو تو بنده اين                 ما و منيم

امّا عشق يعنی                با هم يکی شدن

از دلم مي پرسم آيا           تو رو مي بينم دوباره

ميپيچه صدات تو گوشم       که با خنده ميگی آره

خنده هاي تو فريب            گريه هاي تو دروغ

تو چی بودی واسه من       يه چراغ بی فروغ

ديگه از دوست دارم           حرفی نزن

آخه عشقی نيست           ميون تو و من

منو تو بنده اين                 ما و منيم

امّا عشق يعنی                با هم يکی شدن


[+] نوشته شده توسط مرجان در 1:17 | |







ببخش اگه تو قصه مون

 دو رنگ و نامرد نبودم 

ببخش که عاشقت بودم

  خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد 

خيانتو ياد بگيرم

اگر که گفتم به چشات

بزار واسه تو بميرم

ببخش اگه تو گريه هام 

 دو رنگي و ريا نبود

اگر که دستام مثه تو

با کسي آشنا نبود

ببخش اگه تو عشقمون 

 کم نمي زاشتم چيزي رو        

ببخش که يادم نمي ره 

اون روزاي پاييزي رو

لياقت دستاي تو

 بيشتر از اين نبود عزيز

نه نمي خوام گريه کني 

براي من اشکي نريز

لياقت چشماي   تو      

                             نگاه ِ پاک ِ من نبود

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons


[+] نوشته شده توسط مرجان در 1:14 | |







خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند بشی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای اشتی

بی وفا شه اون کسی که جونتو براش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برگا

می سوزونه گاهی قلبو طعم تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دورغه


[+] نوشته شده توسط مرجان در 1:6 | |







سخن عشق نه آنست که آید به زبان...........

تقدیم به دوست عزیزم ومهربانم

 

صبحگاهان که چشمانم رامی گشايم تاروزی ديگرراشروع کنم،درآن لحظه به تومی انديشم.

وقتی که دستانم را برای مناجات با خدای خويش به سوی آسمان می برم ، حتی در آن لحظه نيز به تو می انديشم .

 در نگاهای خسته مردمان در دستان گرم دوستانم و در صدای زيبای مادر ، در بهارزمانی که شکوفه ها را به نظاره می نشينم ، به تو می انديشم .

 وقتی که شبنم باران به روی ديدگانم می چکد ، در آن لحظه قلبم پر از ياد تو می شود و به تو می انديشم .

وقتی که در هياهوی کار لحظه ای از يادم غافل می شوی من در آن لحظه نيز به تو ... شبها که آرامش و تاريکی همه دنيارا با سياهيش پر می کند من خانه دلم را با ياد تو روشن می سازم . حتی اگر روزی رسد که ديگر به من نينديشی باز هم من به تو خواهم انديشيد


[+] نوشته شده توسط مرجان در 0:52 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall