تبليغاتX
عاشقانه




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



فالنامه حضرت حافظ



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





ميگن سلام سلامتي مياره منم به تو سلام مي كنم تا نه فقط من بلكه تو هم سلامت باشي عزيزم

[+] نوشته شده توسط مرجان در 15:3 | |







------------------- وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند


[+] نوشته شده توسط مرجان در 15:3 | |







 آسمون منو تو يه مدته سياه شده گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج اومده باز توي قلب من وتو خدا شده اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده اون دسا كه داده بوديم توي رويامون به هم تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم ما چه تقصيري داري


[+] نوشته شده توسط مرجان در 15:2 | |







 آسمون منو تو يه مدته سياه شده گفتن دوست دارم كم شده كيميا شده اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دنج اومده باز توي قلب من وتو خدا شده اون حسادت هايي كه اول طعم عاشقي رو داشت حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده اون دسا كه داده بوديم توي رويامون به هم تقصير كيه نمي دونم ولي رها شده ما قرار نبود مثل بقيه زندگي كنيم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضريحاش طلايي بود طلا ها ريخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبوديم ما چه تقصيري داري


[+] نوشته شده توسط مرجان در 15:2 | |







تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

ما که بهم نمیرسیم بسه دیگه بذار برم 

کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم

حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم

من نه قلندر ميشم و نه قهرمان قصه ها 

نه برده حلقه بگوش نه ناجی فرشته ها

من عاشقم همینو بس غصه نداره بی کسیم

 قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمیرسیم


[+] نوشته شده توسط مرجان در 15:2 | |







برای اووووووووووو

بزرگترین اشتباهم این بود که فکر می کردم برای منی!!

زیادی وابسته ات شدم

اشتباهم این بود که واقعیت را میدیدم و چشمانم را می بستم...

اشتباهم این بود که دستانت را در دست دیگری میدیدم و گرمایش را من حس میکردم!!!

اشتباهم این بود که تو را در ذهنم جور دیگری ساختم و با آن زندگی کردم...

نمی دانم چرا اینهمه اشتباه را سالها تکرار کردم

با اینکه می دانستم اشتباه است عاشقت شوم، ولی شدم

با آنکه می دانستم اشتباه است دوستت داشته باشم،  ولی داشتم..

و حال پس از گذر سالها ، بااینکه در قلبم نیستی اما...

سایه وجودت بر جانم جاریست

عاشقت بودن و دوستت داشتن برایم نیازی شده هیچ گاه بر طرف نمی شود...

من نمی توانم عاشقت نباشم

نمی توانم دوستت نداشته باشم ...

 آخر چه کنم با این دل بی قرار؟؟؟؟ 


[+] نوشته شده توسط مرجان در 15:2 | |







من پذبرفتم

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی بر خوردهای سرد را...


[+] نوشته شده توسط مرجان در 15:2 | |







مــــدار آســـــمــــان اینک به هم ریـخت ... فــــــلک هم ابرهای غـــم به هم بیـخت
ندای یا عـــلـی(ع) اکــنون بـه پاخاسـت ... به عرشش مرتضی را هم خدا خواست
زمین هم لحظــه ای بیــخود شد از خود ... زمـــــان هم دیگر از مــبدا رهــــــــا شد
شب قــــــــدر است یا روز قــــــــــیامت ... عــــــلــی(ع) را بــاز شد باب شهــادت
نوای فــــــــــــزت را بشـــــنو زمــــــــولا ... قــــــــــسـم داد او به رب کعــــــبه ولله
سراپای عــلـــی(ع) غــــرق خـــدا شد ... و ذکــر عالـــــــم و آدم دعــــــــــــا شد
دعـــــــــــــا بهـــــــــر شفای زخم کینه ... صـــــــــــدای ناله ای آید ز ســــــــــینه
یتیــــــــــــمان را بگــــــو یک بار دیـــــگر ... غـــــــــــم مرگ پـــــدر شـد تازه ایــــدر
عجب قــــــــــــــدری شود بر کودکانش ... عجب ظلـــــــــــــمی شود بر دودمانش
شــبــم قاصــــــــر زبانم از تو گفتــــــــن ... قــــلــم هـــــا ناتـــــــوان از تو نوشــــتن

 

پروردگارا !

سایه گناه چون ابرهای تیره غروب آسمان دلم را پوشانده و بادی سرد بوته زارهای خشک اعمالم را در این برهوت تکان می دهد

وقتی اعمالم چون آینه روبروی توست از چه بگریزم؟ وقتی جهان آفرینش مظهر قدرت توست به کجا پناه ببرم غیر از دامن پرمهر تو ؟

ماه رمضان را قدر بدانید و شب قدر را فوق العاده قدر بدانید.از اول اذان معرب تا اذان صبح،شب قدر است،با همه خصوصیات،نزول ملائکه و سلام الهی،استجابت دعا و توجهات و بهتر از هزار ماه بودن

هریک از این سه شب به صورتی،سفر هفیض و ضیافت الهی برای دلهای زنده و بیدار است.در شب نوزدهم،حاجات،ارزاق و مقدرات انسان نوشته می شود

در شب بیست و یکم ابرار و در شب بیست و سوم امضا می شود یعنی تقدیرات و مقدرات انسانی در این سه شب مقدر می شود و شما می توانید با توجه و دعا زمینه تقدیرات خود را فراهم کنید

این شبا منو فراموش نکنین و واسه من هم دعا کنین

اتماس دعا


[+] نوشته شده توسط مرجان در 11:41 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall